به گزارش همشهری آنلاین: رویداد «ماه هنر تهران» که از ۳۰ مرداد کار خود را آغاز کرده، فرصتی است برای کم کردن فاصله میان هنرهای تجسمی و مردم؛ به عبارت دیگر این رویداد به دنبال این است که بر تعداد مخاطبان هنرهای تجسمی بیفزاید، آنهم از طریق عرضه هنر در مکانهایی که با زیست روزمره مردم ارتباط بیشتری دارند. البته این به معنای فاصله گرفتن از پایگاههای اصلی عرضه و نمایش آثار تجسمی نیست؛ اتفاقا این رویداد قصد دارد از ظرفیت گالریها و دیگر مراکز عرضه آثار تجسمی همچون موزهها برای عادت دادن مخاطب به تماشای آثار هنری و، آنطور که برگزارکنندگان این رویداد امیدوارند، تربیت ذوق عامه بهره ببرد. در شرایط کنونی جامعه ما چنین کوششی چقدر به ثمر مینشیند؟ حداقل حسین محسنی، مدیر «ماه هنر تهران» و آسیه مزینانی، معاون هنری این رویداد، با درک همه جوانب و مسائل، با خوشبینی و امید به این موضوع مینگرند.
اگر با این تعریف موافق باشیم که هنر به طور کلی تلاشی است برای برقراری ارتباط، برآمده از حس یا ذهن هنرمند که از خلال مؤلفههای فرمی و سبکیِ منتخب او با مخاطب رودررو میشود، ایده نزدیک کردن مردم و هنر به همدیگر چندان نامأنوس به نظر نخواهد رسید. وجه سرگرمکنندگی هنرهای تجسمی، برای عمومی مردم، خیلی کمتر از سینما و موسیقی و تئاتر است و، در این وضعیت، غریبگی غالب اقشار جامعه با نقاشی و مجسمهسازی و سایر اَشکال هنرهای تجسمی عادی فرض میشود. اما اغلب آدمها، از هر جنس و سن و طبقهای، معمولا در زندگی روزمره درک و دریافتشان از زیبایی را به جنبههای مختلفی زندگی تحمیل میکنند و حسی، هرچند شاید ناخودآگاه و نیاموخته، از زیبایی دارند. صیقل دادن این حس گنگ و خام، و خودآگاه کردن معیارهای زیباییشناختی میتواند هدف بلندپروازانه پروژهای مثل «ماه هنر تهران» باشد. اما این پروژه هدفهای دیگری هم دارد.
بازار هنر، مثل هر کسبوکار دیگری، فضایی رقابتی است و در فضای رقابتی معمولا استعدادهایی دیده نمیشوند؛ حالا یا به واسطه استبداد بازار یا سایر محدودیتها. برگزارکنندگان «ماه هنر تهران» در این رویداد کوشیدهاند به هنرمندانی که کمتر امکان عرضه آثارشان را داشتهاند فرصتی برای برقراری ارتباط با مخاطب بدهند. نقاشیای که به دست هنرمندی جوان یا ناشناس خلق شده، اگر روی دیوار نرود، اگر در گوشه خانه یا انباری خالق محبوس شود، یعنی سیگنالی برای ارتباط فرستاده نشده است. «ماه هنر تهران» میخواهد، دستکم، این سیگنال را بفرستد تا بعد مراوده شکل بگیرد و تماشاگر و هنرمند وارد مکالمهای شوند و در همین خیابانهای تهران شانهبهشانه هم قدم بزنند و، فارغ از توافقشان بر سر تعریف هنر یا کیفیت اثر هنری، از امکان «دیالوگ» برخوردار شوند.